<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نشریه علمی پژوهشی مهندسی آبیاری و آب ایران</title>
    <link>https://www.waterjournal.ir/</link>
    <description>نشریه علمی پژوهشی مهندسی آبیاری و آب ایران</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>آثار سیاست قیمتی آب بر دینامیک آب&amp;rlm;های زیرزمینی دشت شهداد</title>
      <link>https://www.waterjournal.ir/article_251096.html</link>
      <description>با توجه به شتاب گرفتن تغییرات اقلیمی و استفاده بیش از حد از منابع آب زیرزمینی، درک تأثیر این متغیرها بر دینامیک &amp;amp;rlm;کمیت آب‌های زیرزمینی و اعمال سیاست&amp;amp;rlm;های کارآمد جهت بهبود شرایط کمی آبخوان&amp;amp;rlm;ها ضروری است. یکی از راه‌های &amp;amp;rlm;پیش&amp;amp;rlm;بینی سطح آب یک آبخوان در بلندمدت، شبیه&amp;amp;rlm;سازی تغییرات سطح آب چاه‌ها در آینده با استفاده از مدل‌های ریاضی &amp;amp;rlm;است. در این مطالعه، یک مدل دینامیکی بر پایه معادلات دیفرانسیل معرفی شده است که روند خشک شدن چاه‌های آب &amp;amp;rlm;آبخوان شهداد در شهرستان کرمان را شرح می‌دهد. علاوه بر این آثار سیاست قیمتی آب بر دینامیک آب&amp;amp;rlm;های زیرزمینی بر &amp;amp;rlm;اساس مدل برنامه&amp;amp;rlm;ریزی ریاضی مثبت، مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج مدل دینامیکی نشان داد که در حال حاضر نرخ احیاء در &amp;amp;rlm;آبخوان شهداد پایین است. به طوری که 57 درصد از چاه&amp;amp;rlm;های بهره&amp;amp;rlm;برداری در آبخوان مذکور در سال 1402نسبت به سال &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;1396، خشک شده&amp;amp;rlm;اند. این امر منجر به کاهش برداشت آب به میزان 25 درصد شده است. نتایج پیش&amp;amp;rlm;بینی مدل نشان داد &amp;amp;rlm;که ادامه روند فعلی استحصال آب از آبخوان شهداد، باعث خشک شدن اکثر چاه&amp;amp;rlm;های بهره&amp;amp;rlm;برداری در سال 1416 خواهد شد؛ &amp;amp;rlm;این میزان، معادل کاهش 71 درصدی در استحصال آب خواهد بود که اعمال سیاست قیمتی آب تحت سناریوی 100 درصد &amp;amp;rlm;افزایش قیمت آب، این میزان کاهش را به 56 درصد می&amp;amp;rlm;رساند. در واقع اعمال سیاست قیمتی آب باعث کاهش 15 درصدی &amp;amp;rlm;مصرف آب تا سال 1416 می&amp;amp;rlm;شود.&amp;amp;rlm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تغییرات مکانی و زمانی ترازآب زیرزمینی، جهت جریان و هیدروگراف معرف آبخوان ساحلی دشت میناب استان هرمزگان</title>
      <link>https://www.waterjournal.ir/article_251160.html</link>
      <description>در شرایط تشدید تنش آبی، افت پایدار آبخوان‌ها و افزایش آسیب‌پذیری هیدروژئولوژیک در مناطق خشک و نیمه‌خشک، پایش تغییرات سطح ایستابی و شناسایی الگوهای افت، برای مدیریت پایدار منابع آب امری ضروری است. این پژوهش باهدف ارزیابی تغییرات زمانی&amp;amp;ndash; مکانی تراز سطح ایستابی آب‌های زیرزمینی در دشت میناب طی یک دوره زمانی بلند‌مدت صورت پذیرفت. از آزمون همبستگی رتبه‌ای کندال، تحلیل هیدروگراف و سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) جهت بررسی تغییرات و پهنه‌بندی مکانی تراز آب زیرزمینی و استخراج جهت جریان آب زیرزمینی در چهار دوره زمانی چهار ساله در سال‌های 1389&amp;amp;ndash;1392، 1396&amp;amp;ndash;1393، 1400&amp;amp;ndash;1397 و 1404&amp;amp;ndash;1401 استفاده شد. نتایج نشان داد که تراز آب زیرزمینی در 82 درصد از چاه‌های مشاهداتی تراز آب زیرزمینی دارای هم‌بستگی منفی معنی‌داری در سطح اطمینان 99 درصد با زمان است. ترسیم هیدروگراف کلی آبخوان و نقشه‌های پهنه‌بندی دوره‌های زمانی چهار ساله نیز نشان داد که افت تراز آب زیرزمین با شدت زیادی در حال پیشرفت می‌باشد. جهت جریان آب زیرزمینی در طول دوره مطالعاتی تغییرات محسوسی نشان نداد. عوامل انسانی و اقلیمی از جمله افزایش تقاضای آب، توسعه کالبدی نامتوازن، دگرگونی الگوی بهره‌برداری از منابع آب و اثرات تغییر اقلیم، در نرخ کاهش تراز آب زیرزمینی نقش بسیار پررنگی دارند. ازاینرو یافته‌های این پژوهش بر لزوم استقرار راهبردهای مدیریت یکپارچه آبخوان، کنترل برداشت و تنظیم برنامه‌های سازگار با ظرفیت آبخوان تأکید می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهینه‌سازی هم‌زمان الگوی کشت و برنامه‌ریزی آبیاری تحت سناریوهای مختلف تأمین آب با استفاده از الگوریتم گرگ خاکستری (GWO): مطالعه موردی شبکه آبیاری و زهکشی تجن، ساری</title>
      <link>https://www.waterjournal.ir/article_252094.html</link>
      <description>محدودیت روزافزون منابع آب و افزایش رقابت بین بخش‌های مختلف مصرف‌کننده، ضرورت استفاده از روش‌های نوین بهینه‌سازی برای مدیریت هم‌زمان الگوی کشت و برنامه‌ریزی آبیاری در سامانه‌های کشاورزی را افزایش داده است. هدف این پژوهش، تعیین الگوی کشت و برنامه آبیاری بهینه با هدف افزایش سود خالص و بهره‌وری اقتصادی آب در واحد عمرانی ۱ شبکه آبیاری و زهکشی تجن در شهرستان ساری بود. در این مطالعه، هفت محصول شامل برنج، مرکبات، گندم، جو، کلزا، ذرت علوفه‌ای و سویا در سطح ۳۰۰۰ هکتار مورد بررسی قرار گرفتند. مدل بهینه‌سازی با هدف بیشینه‌سازی سود خالص، تحت محدودیت منابع آب، اراضی قابل کشت و قیود مدیریتی توسعه و الگوریتم فراابتکاری گرگ خاکستری (GWO) برای حل مدل به‌کار گرفته شد. به‌منظور بررسی اثر شرایط مختلف مدیریت آب، ۲۷ سناریو شامل سه سطح تأمین آب (۱۰۰، ۸۰ و ۶۰ درصد)، سه دور آبیاری (۵، ۷ و ۱۰ روز) و سه سطح تخلیه مجاز رطوبت خاک (MAD) ) ۱۰۰، ۸۰ و ۶۰ درصد) تعریف و ارزیابی شد. نتایج نشان داد که مدیریت تلفیقی الگوی کشت و برنامه آبیاری می‌تواند بدون کاهش محسوس سود اقتصادی، مصرف آب را کاهش دهد. بهترین سناریو، W60-I10-M60، با کاهش ۷٫۸۷ درصدی حجم آب مصرفی نسبت به شرایط پایه، موجب افزایش ۰٫۳۵ درصدی سود خالص و بهبود ۸٫۹۳ درصدی بهره‌وری اقتصادی آب شد. بر اساس نتایج، استفاده از مدل‌های بهینه‌سازی مبتنی بر الگوریتم‌های فراابتکاری می‌تواند به‌عنوان ابزاری کارآمد برای تصمیم‌گیری مدیریتی، تخصیص بهینه منابع آب و افزایش پایداری اقتصادی شبکه‌های آبیاری در شرایط کم‌آبی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل شاخص‌های بهره‌وری فیزیکی و اقتصادی محصولات عمده زراعی دشت دهگلان استان کردستان</title>
      <link>https://www.waterjournal.ir/article_250419.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، تحلیل و مقایسه شاخص‌های بهره‌وری فیزیکی و اقتصادی سه محصول عمده کشاورزی شامل گندم ، سیب‌زمینی و یونجه در دشت دهگلان است. در این مطالعه، 2۵ مزرعه به مجموع مساحت 68 هکتار، به‌صورت تصادفی انتخاب و در سه گروه مزارع گندم، مزارع سیب‌زمینی و مزارع یونجه طبقه‌بندی شدند. مساحت مزارع با استفاده از دستگاه GPS اندازه‌گیری شد و حجم آب مصرفی به کمک دبی‌سنج اولتراسونیک تعیین گردید. همچنین اطلاعات مربوط به مصرف انرژی (برق و گازوئیل)، عملکرد محصول با روش کیل‌گیری، و سایر داده‌های کشاورزی شامل بذر، کود، سموم و ماشین‌آلات از طریق پرسشنامه از کشاورزان جمع‌آوری شد. نتایج حاصل از تحلیل کارایی آب در مزارع گندم، سیب‌زمینی و یونجه، به‌ترتیب، نشان‌دهنده مقادیر 34/1، 07/4 و 97/0 کیلوگرم در هکتار برای شاخص بهره‌وری فیزیکی آب (CPD)، 72/239، 07/1301 و 94/89 هزار ریال در مترمکعب برای شاخص بهره‌وری اقتصادی مبتنی بر ارزش ناخالص تولید (BPD)، 30/105، 77/1077 و 69/51 هزار ریال در مترمکعب برای شاخص بهره‌وری اقتصادی مبتنی بر سود خالص (NBPD)، و 75/0، 25/0 و 03/1 مترمکعب در کیلوگرم برای شاخص آب مجاز (VW) بود. با توجه بر اساس نتایج پژوهش، تقویت کشت گندم به‌عنوان محصولی راهبردی در راستای امنیت غذایی ضروری است؛ در مقابل، کشت یونجه به‌دلیل بهره‌وری آبی پایین نیازمند جایگزینی تدریجی با محصولات کاراتر است. همچنین توسعه صادرات سیب‌زمینی با تکیه بر کشاورزی دقیق و مدیریت بهینه منابع، می‌تواند گزینه‌ای پایدار در مسیر کشاورزی پایدار باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی کارایی شبکه عصبی مصنوعی در ریزمقیاس‌نمایی دما و بارش با استفاده از خروجی مدل‌های اقلیمی CMIP6 (مطالعه موردی: حوضه آبریز درودزن)</title>
      <link>https://www.waterjournal.ir/article_251097.html</link>
      <description>به‌دلیل تفکیک مکانی درشت خروجی مدل‌های گردش عمومی جو(GCMs) ، استفاده مستقیم از آن‌ها در مطالعات منابع آب و ارزیابی اثرات تغییر اقلیم امکان‌پذیر نیست؛ ازاین‌رو، ریزمقیاس‌نمایی این داده‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. هدف این پژوهش، ارزیابی کارایی شبکه عصبی مصنوعی (ANN) در ریزمقیاس‌نمایی دما و بارش خروجی مدل‌های اقلیمی CMIP6 در حوضه آبریز درودزن استان فارس است. بدین منظور، داده‌های مشاهداتی دما و بارش، بازتحلیل NCEP/NCAR و خروجی هشت مدل اقلیمی CMIP6 تهیه شد. عملکرد مدل‌های اقلیمی با استفاده از شاخص‌های ضریب تعیین (R&amp;amp;sup2;)، جذر میانگین مربعات خطا (RMSE) و میانگین قدر مطلق خطا (MAE) ارزیابی و مدل HadGEM3-GC31-LL به‌عنوان مناسب‌ترین مدل انتخاب شد. سپس، با استفاده از متغیرهای بزرگ‌مقیاس منتخب و توسعه مدل ANN در محیط MATLAB، ریزمقیاس‌نمایی انجام گرفت. نتایج نشان داد که مدل ANN در شبیه‌سازی دمای ماهانه عملکرد بسیار مطلوبی دارد، به‌طوری‌که ضریب تعیین در مراحل آموزش و آزمون 99/0 و مقادیر RMSE به‌ترتیب 0191/0 و 0194/0 درجه سانتی‌گراد به‌دست آمد. برای بارش نیز ضریب تعیین در مراحل آموزش و آزمون به‌ترتیب 84/0و 83/0 حاصل شد. نتایج پیش‌بینی اقلیم برای دوره 2025 تا 2050 نیز نشان داد که در تمامی سناریوهای انتشار، بارش سالانه حوضه روندی کاهشی و دمای هوا روندی افزایشی خواهد داشت و بیشترین شدت این تغییرات در سناریوی SSP5-8.5 مشاهده شد. به‌طور کلی، نتایج این پژوهش نشان داد که شبکه عصبی مصنوعی ابزاری کارآمد و قابل اعتماد برای ریزمقیاس‌نمایی خروجی مدل‌های اقلیمی CMIP6 و پیش‌بینی تغییرات اقلیمی در مقیاس حوضه آبریز است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آشکارسازی تغییر اقلیم با تحلیل روند وقوع رخدادهای فرین اقلیمی در حوضه آبریز تجن</title>
      <link>https://www.waterjournal.ir/article_251093.html</link>
      <description>تغییرات اقلیمی، یکی از چالش برانگیزترین مسائل قرن بیست و یکم، پایداری منابع آب را تهدید می‌کند. این پژوهش با هدف بررسی اثر تغییر اقلیم بر الگوهای دما، بارندگی و رخدادهای حدی هیدرواقلیمی در حوضه آبریز رودخانه تجن انجام شد. برای این منظور از مدل ریزمقیاس‌گر SDSM به دلیل سابقه استفاده گسترده از این مدل و عملکرد قابل قبول در تولید داده‌های روزانه دما و بارندگی، تحت گزارش ششم تغییر اقلیم و سناریوهای مختلف SSP1-2.6، SSP2-4.5،SSP3-7.0 و SSP5-8.5 در دو بازه زمانی 2055&amp;amp;ndash;2025 و 2095&amp;amp;ndash;2065 برای دما و بارندگی ایستگاه‌های سلیمان‌تنگه و کیاسر استفاده شد و بارندگی طراحی نیز با روش آماری و مدل EasyFit محاسبه شد. نتایج نشان می‌دهد که دمای حداقل و حداکثر ماهانه در تمام سناریوها افزایش می‌یابد و این روند در سناریوهای با انتشار بالای گازهای گلخانه‌ای شدیدتر است. همچنین الگوی بارندگی در آینده تغییر یافته، به‌گونه‌ای که بارندگی زمستانه و پاییزه افزایش و بارندگی بهاره کاهش می‌یابد. در دوره 2055&amp;amp;ndash;2025، شدت بارندگی‌های شدید افزایش یافته که احتمال وقوع سیلاب‌های مخرب را بیشتر می‌کند؛ اما در دوره 2095&amp;amp;ndash;2065، کاهش محسوسی در بارندگی‌های طراحی در تمام دوره‌های بازگشت دیده می‌شود که می‌تواند به کاهش پتانسیل بارندگی‌های شدید اما در عوض افزایش احتمال خشکسالی‌های گسترده منجر شود. کاهش بارندگی‌های طراحی در دوره دوم بیانگر تغییر الگوی اقلیم به سمت کاهش رخداد بارندگی‌های شدید و افزایش شرایط خشک‌تر در آینده است. این نتایج حاکی از افزایش نوسانات اقلیمی، تمرکز بارندگی‌ها در رخدادهای شدید و افزایش رواناب سطحی است که در مجموع، فشار مضاعفی بر مدیریت منابع آب وارد می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شبیه‌سازی لایه‌بندی حرارتی و دینامیک اکسیژن محلول مخزن سد زاینده‌رود تحت سناریوهای تغییر دبی ورودی با استفاده از مدل CE QUAL W2</title>
      <link>https://www.waterjournal.ir/article_251094.html</link>
      <description>اکسیژن محلول و لایه‌بندی حرارتی از مهم‌ترین پارامترهای کنترل‌کننده کیفیت آب و پایداری اکوسیستم در مخازن سدها به‌شمار می‌روند. این فرآیندها در مناطق خشک و نیمه‌خشک، تحت تأثیر خشکسالی، تغییر اقلیم و به‌ویژه افت تراز و کاهش دبی ورودی تشدید می‌شوند. در پژوهش حاضر به بررسی پاسخ حرارتی و اکسیژنی مخزن سد زاینده‌رود در برابر تغییرات دبی ورودی با استفاده از مدل عددی دو‌بعدی طولی- عمقی (CE-QUAL-W2) پرداخته شده است. هدف اصلی این مطالعه، ارزیابی اثر کاهش ورودی آب بر تراز مخزن، پایداری لایه‌بندی حرارتی، توزیع عمقی اکسیژن محلول (DO) و تعیین ترازهای بحرانی مؤثر بر افت شدید کیفیت آب است. مدل مذکور با استفاده از داده‌های مشاهداتی سال آبی ۲۰۲۰&amp;amp;ndash;۲۰۲۱ کالیبره و اعتبارسنجی شد. نتایج نشان داد که شبیه‌سازی تراز آب پس از اصلاح هندسه مخزن (رابطه تراز- حجم) و بهینه‌سازی پارامترها، به دقت بسیار بالایی دست یافته است؛ به‌گونه‌ای که میانگین قدر مطلق خطا (MAE) به 2.7 سانتی‌متر و ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) به 3.3 سانتی‌متر رسید. همچنین، مدل در کالیبراسیون حرارتی و اکسیژن محلول به انطباق بسیار بالایی با مقادیر مشاهداتی دست یافت؛ به‌گونه‌ای که برای پارامتر دما، میانگین قدر مطلق خطا (MAE) به 0.64 درجه سانتیگراد و ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) به &amp;amp;deg;0.81 درجه سانتیگراد، و برای اکسیژن محلول، مقادیر میانگین قدر مطلق خطا (MAE) و ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) به ترتیب برابر با 0.89میلی گرم بر لیتر و 1.12میلی گرم برلیتر حاصل شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برآورد آب تجدیدپذیر زیرحوضه کشکان در دوره‌های زمانی مختلف</title>
      <link>https://www.waterjournal.ir/article_251095.html</link>
      <description>پایداری کمی منابع آب مستلزم آن است که میزان برداشت سالانه از منابع آب از مقدار آب تجدیدپذیر فراتر نرود؛ ازاین‌رو، برآورد دقیق آب تجدیدپذیر یکی از ارکان اصلی برنامه‌ریزی و مدیریت پایدار منابع آب به شمار می‌رود. در این پژوهش، آب تجدیدپذیر زیرحوضه کشکان در استان لرستان برای سه دوره زمانی شامل دوره بلندمدت (27 ساله)، دوره کوتاه‌مدت (10 ساله) و سال آبی 1403-1402 برآورد شد. برای این منظور، از داده‌های متوسط ماهانه بارش و دمای ایستگاه‌های هواشناسی زیرحوضه طی دوره آماری سال آبی 1377-1376 تا 1403-1402 استفاده شد. پس از تهیه نقشه‌های هم‌بارش و هم‌دما به روش کریجینگ در محیطGIS ، مقادیر متوسط بارش و دما استخراج و با استفاده از روش تورنت‌وایت اصلاح‌شده، مقدار آب تجدیدپذیر محاسبه گردید. نتایج نشان داد که مقدار آب تجدیدپذیر زیرحوضه کشکان در دوره بلندمدت، دوره کوتاه‌مدت و سال آبی 1403-1402 به‌ترتیب برابر با 72/2227، 88/2458 و 26/1618 میلیون مترمکعب است. همچنین، آب تجدیدپذیر در دوره کوتاه‌مدت نسبت به دوره بلندمدت 38/10 درصد افزایش یافت، در حالی که در سال آبی 1403-1402 نسبت به دوره کوتاه‌مدت و بلندمدت به‌ترتیب 19/34 و 36/27 درصد کاهش نشان داد. نتایج نشان داد که تغییرات آب تجدیدپذیر حاصل اثر همزمان بارش و دما است؛ به‌گونه‌ای که افزایش بارش در دوره کوتاه‌مدت اثر افزایش دما را تا حد زیادی جبران کرده، اما کاهش بارندگی همراه با افزایش دما در سال آبی 1403-1402 موجب کاهش قابل توجه آب تجدیدپذیر شده است. این یافته‌ها بر ضرورت پایش مستمر شرایط اقلیمی برای مدیریت پایدار منابع آب تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رویکرد هیبریدی مبتنی بر زنجیره مارکوس و مدل‌های شانون و EBF برای تحلیل پویایی خطر سیلاب (مطالعه موردی: حوضه کلارود بابل)</title>
      <link>https://www.waterjournal.ir/article_246800.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف پهنه‌بندی و تحلیل پویایی خطر سیلاب در حوزه آبریز کلارود بابل (شمال ایران) با وسعت ۲۱۶ کیلومترمربع انجام شد. این حوزه با اختلاف ارتفاعی ۴۵ تا ۲۲۷۲ متر و میانگین شیب ۱۹٫۴۶ درصد از مناطق مستعد سیلاب در رشته‌کوه البرز مرکزی است. برای ارزیابی جامع خطر، از مدل ترکیبی آنتروپی شانون (SE)، تابع شواهد قطعی (EBF) و زنجیره مارکوف (Markov Chain) استفاده شد تا جنبه‌های مکانی و زمانی خطر بررسی شود. نه عامل مؤثر شامل ارتفاع، شیب، جهت شیب، تراکم زهکشی، فاصله از رودخانه و جاده، کاربری اراضی، خاک و شاخص رطوبت توپوگرافی (TWI) در محیط GIS تحلیل شدند. بر اساس مدل شانون، عوامل ارتفاع (1983/0)، جهت شیب (1517/0) و شیب (1423/0) بیشترین اثر را داشتند. مدل EBF سهم ۴۸ درصدی این سه عامل را تأیید کرد و مدل مارکوف برای پیش‌بینی تغییرات خطر از ۲۰۱۳ تا ۲۰۳۰ به‌کار رفت. نتایج نشان داد مدل  (AUC= 0/83, RMSE =0/219 ) EBFعملکرد بهتری نسبت به مدل شانون (AUC = 0/71 , RMSE = 0/293 ) داشته و مدل مارکوف (AUC = 0/79 ) ثبات زمانی مناسبی دارد. در مجموع ۲۶٫۴ درصد از مساحت حوضه در کلاس‌های خطر زیاد و خیلی زیاد قرار گرفت که عمدتاً نواحی میانی و جنوبی شامل روستاهای شیاده، انجیلک و لمسوکلا را دربرمی‌گیرد. چارچوب ترکیبی پیشنهادی با تبیین نااطمینانی داده‌ها و پویایی زمانی، ابزار کارآمدی برای مدیریت خطر، برنامه‌ریزی آبخیزداری و توسعه پایدار شمال ایران محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اثرات هیدرولوژیکی اقدامات آبخیزداری درحوضه سد فریمان</title>
      <link>https://www.waterjournal.ir/article_227668.html</link>
      <description>ارزیابی عملکرد پروژه‌های آبخیزداری و تأثیر آن بر وضعیت هیدرولوژیکی حوضه‌های آبخیز، بخش مهمی از مدیریت مؤثر حوزه‌های آبخیز را تشکیل می‌دهد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی اثرات هیدرولوژیکی اقدامات آبخیزداری در حوضه سد فریمان انجام شده است. در این پژوهش، تأثیر اقدامات آبخیزداری با استفاده از داده‌های هیدرو-هواشناسی ایستگاه‌های منطقه، قبل و بعد از اجرای این اقدامات برای سال‌های 1369 تا 1396 بررسی شد. بدین منظور، مقایسه آماری داده‌ها برای دوره‌های قبل و بعد از اجرای اقدامات صورت گرفت و روند تغییرات آنها با استفاده از آزمون من-کندال و تخمین‌گر شیب سن انجام شد. همچنین، از منحنی تداوم جریان برای ارزیابی الگوی جریان استفاده گردید. نتایج نشان داد که متوسط دبی جریان حوزه از 52/0 مترمکعب بر ثانیه به 3/0 مترمکعب بر ثانیه پس از اجرای اقدامات آبخیزداری کاهش یافته است. همچنین میانگین بار رسوب از8/5 تن در روز به 78/0 تن در روز کاهش یافته که این تفاوت‌ها از نظر آماری معنادار بود، در حالی که بارندگی سالانه روند معناداری نداشت. منحنی تداوم جریان نیز نشان داد احتمال وقوع سیلاب‌های با دبی بالا و خشکسالی‌های هیدرولوژیکی کاهش یافته است. نتایج تحلیل دبی لحظه‌ای بیشینه برای دوره‌های بازگشت مختلف نیز نشان داد که فراوانی وقوع دبی‌های کم با دوره بازگشت پایین افزایش و فراوانی وقوع دبی‌های زیاد با دوره بازگشت بالا کاهش یافته است. در مجموع، اقدامات آبخیزداری در حوضه سد فریمان توانسته‌اند به طور مؤثر دبی جریان و رسوب را کاهش دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جداسازی مصرف آب کشاورزی و اثرات محیط‌زیستی از تولید غلات منتخب ایران با رویکرد ردپای آب</title>
      <link>https://www.waterjournal.ir/article_251159.html</link>
      <description>آب در بین نهاده‌های تولیدی بخش کشاورزی به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک از جمله ایران، همیشه جایگاه ویژه‌ای داشته است. در دهه‌های اخیر با افزایش جمعیت و نیاز به غذای بیشتر، تأمین آب مورد نیاز کشاورزی از طریق فشار بر منابع آبی کشور صورت گرفته و گسترش فعالیت‌های کشاورزی بر هر دو جنبه کمی و کیفی آب تأثیرگذار بوده است. در این پژوهش، ابتدا با استفاده از شاخص ردپای آب؛ رد پای آب سبز، آبی و خاکستری گندم، جو و ذرت در ایران برای دوره زمانی 1401-1381 محاسبه شد. سپس برای بررسی اثرات محیط‌زیستی تولید این غلات، از شاخص جداسازی استفاده گردید. نتایج مطالعه نشان داد که در گندم و جو، سهم آب سبز بیشتر از آب آبی و خاکستری بوده است، در صورتی که در ذرت، سهم آب آبی بیشتر می‌باشد. نتایج شاخص جداسازی مربوط به رابطه عملکرد و مصرف آب آبی و سبز در گندم، نشان داد که این شاخص، در نه دوره تولید در وضعیت جداسازی قوی و بهترین حالت ممکن قرار داشته است و شاخص جداسازی آلودگی محیط‌زیست از عملکرد گندم، در سال‌های 1391، 1396، 1398 و 1400 در بدترین وضعیت قرار داشته است.  با توجه به نتایج بدست آمده، پیشنهاد می‌گردد در راستای اهداف توسعه پایدار و امنیت غذایی پایدار همزمان با سیاست‌های افزایش تولید و عملکرد، سیاست‌های حفاظت محیط-زیست و مدیریت کارآمد منابع آب مورد توجه قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثر حافظه زمانی بارش و دبی بر شبیه‌سازی فرآیند بارش–رواناب با استفاده از مدل‌های یادگیری ماشین</title>
      <link>https://www.waterjournal.ir/article_253081.html</link>
      <description>فرآیند بارش–رواناب یکی از فرآیندهای پیچیده هیدرولوژیکی است و شبیه‌سازی دقیق آن به انتخاب مناسب متغیرهای ورودی و ساختار زمانی داده‌ها وابسته است. هدف این پژوهش، بررسی اثر حافظه زمانی بارش و دبی بر عملکرد مدل‌های یادگیری ماشین و شناسایی ساختار مناسب وقفه‌های ورودی در شبیه‌سازی بارش–رواناب است. بدین منظور، از داده‌های روزانه بارش و دبی ایستگاه اقبال‌آباد در استان فارس استفاده شد. پس از پیش‌پردازش داده‌ها، شامل بررسی داده‌های گمشده، شناسایی داده‌های پرت و نرمال‌سازی، وقفه‌های دبی Q1 تا Q6 و وقفه‌های بارش P1 تا P7 ایجاد شد. سپس ۴۹ سناریوی مختلف با ترکیب‌های متفاوت وقفه‌های بارش و دبی طراحی و عملکرد چهار مدل CatBoost، Random Forest، XGBoost و LSTM مقایسه شد. نتایج نشان داد که ساختار حافظه زمانی ورودی‌ها بر عملکرد مدل‌ها اثرگذار است و افزایش تعداد وقفه‌ها به‌تنهایی الزاماً موجب بهبود عملکرد نمی‌شود. در میان سناریوهای بررسی‌شده، ترکیب Q6+P4 در سناریوی S4 با مقدار NSE برابر 7525/0در مدل CatBoost  بهترین عملکرد را نشان داد. همچنین، ترکیب‌های Q3+P7 و Q6+P7 به‌ترتیب مقادیر NSE برابر 7513/0 و 7498/0 داشتند. یافته‌ها نشان داد که در نظر گرفتن هم‌زمان وقفه‌های بارش و دبی و انتخاب طول مناسب حافظه زمانی می‌تواند عملکرد شبیه‌سازی را بهبود دهد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
